جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

155

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

باقى ماند مشروط بر اينكه وى جريمه‌اى به شاه پرداخت كند و من بتفاوت شنيدم كه آن مبلغ سه تا هفت هزار ليره بوده است . بار ديگر وى مظنون واقع شد كه در صدد شورش بوده و يا چنين نيتى داشته است . اين‌بار او را به تهران احضار كردند كه از مقام خود افتاد و زندانى شد و پسرش جاى او را گرفت . پس از چندى شايد با پرداخت جريمهء ثانوى و سنگين از زندان آزاد شد و دوباره ايلخانى شد كه تاكنون هم بدون اشكال در آن مقام برقرار است و خوب دستگيرش شده است كه در زمان شاه فعلى سركشى و طغيان براى هيچ‌كس و قهرمانى ثمرى ندارد . اگرچه اخلاق كردى طايفهء او نيز در اثر دورهء طولانى صلح و آرامش رو به تباهى است . كاهش نفوذ او بواسطهء تزايد قدرت شاه كنونى و ايجاد تمركز بيشترى در همهء رشته‌هاى امور با توسعه خطوط تلگراف جناب خان را از ابهت ديرين محروم ساخته است ، ولى او هنوز يكى از قوىترين چاكران دربار پادشاهى ايران بشمار ميرود و علاوه‌بر شخصيت خودش از اين لحاظ نيز قابل‌توجه است كه شايد آخرين يادگار نظم و بساطى گذران است . پسر او - وى با پسر ارشد خود ابو الحسن خان كه حالا سى و شش ساله است از ديرزمانى پيش رابطهء خوبى نداشته است . ابو الحسن خان يك چند حاكم شيروان بود كه دومين شهر آن اميرنشين است ، ولى پدرش او را معزول و زندانى كرد و حالا در چناران اقامت و به امر شاه مقررى ثابتى دارد و اخيرا با دختر وزير خراسان ازدواج كرده است و مسلم نيست كه بتواند جانشين ايلخانى كهنسال شود چون كارهاى ديوانه‌وارى از او سر مىزند از جمله ميگويند زن سابقش را كه تركمن بود آنقدر كتك زد تا جان داد و بعلاوه ميراث پدرى يعنى عادت ميگسارى را كاملا داراست . شهرت او - بايد بگويم كه بدبختانه شهرت عمدهء ايلخانى پير در نزد نويسندگان انگليسى كه غالبا ذكر كرده‌اند مىخوارگى اوست . طى بيست سال گذشته چندين